آن اقامت گزيده بودند، بزرگ شد، در اسكندريه و آتن تحصيل كرد، در 17 آوريل 485 درگذشت.
فيلسوف و قديس نوافلاطوني، رياضيدان، منجم، رئيس آكادمي تا 485 و بزرگترين نمايندهٴ نوافلاطونيان اخير (به قول ج. ب. باري1 ((هگل نوافلاطونيگري))). او شروح زيادي بر آثار هزيود، افلاطون، ارسطو، بر
اصول اقليدس، و بر كتاب الاربعة2 بطليموس نوشت. ممكن است شرح او بر
اصول اقليدس شامل چندين كتاب آن باشد، ولي نميتوان آن را اثبات كرد، و تنها شرح كتاب اول در دست است.3 اين شرح براي مطالعهٴ هندسهٴ قديم يوناني ارزش زيادي دارد، چون اطلاعات تاريخي را از آثار گمشدهٴ اودموس (نك نيمهٴ دوم سدهٴ چهارم ق م) و گمينوس (نيمهٴ اول سدهٴ اول ق م) نقل كرده است. از لحاظ رياضي، جالبترين قسمت اين اثر بحث در مصادرهٴ خطوط موازي اقليدس و سعي بطليموس براي اثبات آن است، همراه با كوشش تازهاي از همان قبيل. شرح او بر
جمهور افلاطون ثابت ميكند استفاده از كسور مصري تا آن زمان ادامه داشته است.4 به نظر ميرسد كه او برخي منحنيهاي عالي را مورد مطالعه قرار داده است، از قبيل هيپوپد5؛ رسم سينماتيك منحنيها، ازقبيل اينكه بيضي مكان هندسي نقطهاي بر روي يك نيمخط در نظر گرفته شده كه دو انتهاي آن بر روي اضلاع زاويهٴ قايمه حركت كند.
او مقدمهاي بر نجوم هيپارخوس و بطليموس نوشت (توصيف مصور)6، كه حاوي برخي مطالب جالب است: 1. توصيف روش اندازهگيري قطر ظاهري خورشيد به وسيلهٴ ساعت آبي هرون (اقتباس از پاپوس)؛ 2. اثبات همارزي هندسي افلاك تدوير و خارج از مركز؛ 3. ذكر يك كسوف سالانه (با اشاره به سوسيگنس مشايي)؛ اشاره به تقديم اعتدالين، كه وجود آن انكار شده است؛7 4. اظهار اين كه بيشترين بعد هر سياره معادل است با كمترين بعد سيارهاي كه درست در بالاي آن قرار دارد و بدين ترتيب ميان افلاك فضاي خالي (طفره) وجود ندارد (عقيدهاي كه در دوران قرون وسطي بسيار رايج بود).
آسكلپيودوتوس اسكندراني
آسكلپيودوتوس8 احتمالاً در نيمهٴ دوم سدهٴ پنجم برآمد. فيلسوف نوافلاطوني. شاگر پروكلوس،